بیست و دو ماهگی آلا
گل مامان سلام.شیطون بلای من آخه چی کارت کنم اینقد بلایی.
این روزا خیلی با شما وروجکا درگیرم.اصلا به حرفم گوش نمیدین.من هرچی بهت میگم گوش نمیدی.یا آرش برعکسشو بهت میگه که انجام بدی و حرصمو در میاره.
ماشالا دیگه حرف زدنت کامله.قشنگ جمله میگی.
به پیچگوشتی میگی پیپیشتی.
به افتادم میگی افبادم.
به یخچال میگی یچال.
خیلی بد غذایی مامان.کم غذا میخوری.بعضی وقتا اون یکمم گیر میدی خودت بخوری که همشو میریزی.
اگه خوردنی بذارم جلو دستت،بجای خورنش لهش میکنی و خرابکاری میکنی.
هنوز خودم به آرش غذا میدم.هیچ اعتراضیم نداره.ولی شما بعضی وقتا نمیذاری من بهت غذا بدم.خودتم بلد نیستی قاشق صاف ببری دهنت.کج میبریش طرف دهنت و همه رو میریزی.برات سویق گرفتم ولی فایده نداره.همیشه نمیتونم به خوردت بدمش.
خیلی پارک دوس داری ولی قلدر بازی در میاری.هر بچه ای از کنارت رد میشه میزنیش!!!یا میگی این سرسره مال منه نیا!!!
کمی موهاتم کوتاه کردم.نمیذاره برات شونه کمم.موهات تو هم میره.دردت میگیره شونه کردنشون.به زور مرتبش میکنم.
با آریا هم نمیسازی.نمیدونم چرا.لجشو در میاری و میزنیش.همش مرافه دارین باهم.
خیلیم بهم میچسبی.اکثر وقتا به زور به کارام میرسم.
یکی دو روزه با پوشکت ور میری.همش درش میاری.
نمیدونم چی از پوشکت میخوای.هنوزم یاد نگرفتی دسشوییتو بگی.چندین بار امتحان کردم.فعلا زوده برات.با این قیمت سرسام آور پوشکم همه توصیه میکنن از پوشک بگیرمت.ولی فعلا زوده برات.
با آرشم بعضی وقتا خوبین.ولی بیشتر وقتا لج میکنین.آرش نمیذاره به وسایلش دست بزنی،یا چیزی که دستته رو ازت میگیره،دعواتون میشه.
بعضی وقتام از خواب بیدار میشی همش سراغ بابایی رو میگیری.
دو تا دندون دیگم داری در میاری.از بالا سمت چپ و راست.
تصمیم گرفتم آرشو ببوم مهد.سال دیگه باید بره پیش دبستانی.به خاطر همین میخوام بذارمش مهد تا عادت بکنه.
این روزا اکثرا بی حوصلم.شماها به دست و پام میپیچین منم کلا بی حوصله و بی انگیزه میشم.دست و دلم به هیچ کاری نمیره.
دیگه چیزی یادم نمیاد.
بیست و دو ماهگیت مبارکت باشه مامان.
دوستون دارم گلای من.

این روزا خیلی با شما وروجکا درگیرم.اصلا به حرفم گوش نمیدین.من هرچی بهت میگم گوش نمیدی.یا آرش برعکسشو بهت میگه که انجام بدی و حرصمو در میاره.
ماشالا دیگه حرف زدنت کامله.قشنگ جمله میگی.
به پیچگوشتی میگی پیپیشتی.
به افتادم میگی افبادم.
به یخچال میگی یچال.
خیلی بد غذایی مامان.کم غذا میخوری.بعضی وقتا اون یکمم گیر میدی خودت بخوری که همشو میریزی.
اگه خوردنی بذارم جلو دستت،بجای خورنش لهش میکنی و خرابکاری میکنی.
هنوز خودم به آرش غذا میدم.هیچ اعتراضیم نداره.ولی شما بعضی وقتا نمیذاری من بهت غذا بدم.خودتم بلد نیستی قاشق صاف ببری دهنت.کج میبریش طرف دهنت و همه رو میریزی.برات سویق گرفتم ولی فایده نداره.همیشه نمیتونم به خوردت بدمش.
خیلی پارک دوس داری ولی قلدر بازی در میاری.هر بچه ای از کنارت رد میشه میزنیش!!!یا میگی این سرسره مال منه نیا!!!
کمی موهاتم کوتاه کردم.نمیذاره برات شونه کمم.موهات تو هم میره.دردت میگیره شونه کردنشون.به زور مرتبش میکنم.
با آریا هم نمیسازی.نمیدونم چرا.لجشو در میاری و میزنیش.همش مرافه دارین باهم.
خیلیم بهم میچسبی.اکثر وقتا به زور به کارام میرسم.
یکی دو روزه با پوشکت ور میری.همش درش میاری.
با آرشم بعضی وقتا خوبین.ولی بیشتر وقتا لج میکنین.آرش نمیذاره به وسایلش دست بزنی،یا چیزی که دستته رو ازت میگیره،دعواتون میشه.
بعضی وقتام از خواب بیدار میشی همش سراغ بابایی رو میگیری.
دو تا دندون دیگم داری در میاری.از بالا سمت چپ و راست.
تصمیم گرفتم آرشو ببوم مهد.سال دیگه باید بره پیش دبستانی.به خاطر همین میخوام بذارمش مهد تا عادت بکنه.
این روزا اکثرا بی حوصلم.شماها به دست و پام میپیچین منم کلا بی حوصله و بی انگیزه میشم.دست و دلم به هیچ کاری نمیره.
دیگه چیزی یادم نمیاد.
بیست و دو ماهگیت مبارکت باشه مامان.
دوستون دارم گلای من.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بیست و دو ماهگی آلا 


